-      شعری اگر سر ببری، دردی تازه می جوشد از رگ واژه ها، وچند قطره بغضش، می چکد باز توی چشم هایم، و من، شانه ای طلب خواهم کرد، برای گریستن، شانه ای که نیست! و این خود باز شروع شعری دیگر است، یا بهتر است بگویم؛ دردی دیگر! بیا و یک لطفی کن، بیا دیگر شعر ننویسیم!