همه شب بغض و بغض و بازم بغض
چقدر آخه سرد و بی رحمی؟
چه ثمر داره تکنولوژی پس
وقتی دلتنگیمو نمی فهمی؟

دوسه متری طناب تو دستم

19 نخ دوری تو توی هوا
19 تا بوکس یاد تو تو سرم
‍‍‍‌رفیقام دوتا بچه هم دارن
من به لطف تو همچنان پسرم!

دیگه از کل آدما خستم

داری خوش میگذرونی واسه خودت
من افسرده رم ببین یکبار
چقدر زنگ زدم جواب ندادی؟
دست از این بی محلیات بردار

خستم از زندگی یک نفره!

قرص اعصاب، حمله میگرن
توی تنهاییات می پوسی
با دیازپام دس به یقه شدن
بد و بیراه و فحش ناموسی

صندلی زیر پام تکون می خوره

نخ آخر، سرفه، چشمای خیس
تو گوشم "همصدا"ی داریوشه
سرمو میکنم تو حلقه دار
هل میدم صندلی رو یک گوشه...

یه نفر زنگ میزنه، تویی اومدی؟!


محمدرضا بابائی
11/5/95